تبلیغات

Shia-Art.ir | شیعه آرت - سردار شهید مجید پازوکی

صلوات
 



   
 
 
به عشق حضرت هادی ، برای حضرت هادی ، فدای حضرت هادی ....
    ویژه ها :

شیعه آرت

هشت سنت غلط ازدواج در نگاه امام خامنه ای

من به همه‌ی مردم در سراسر کشور توصیه می‌کنم که ازدواج‌ها را آسان کنند. بعضی‌ها ازدواج را مشکل می‌کنند. مهریه‌های گران و جهیزیه‌های سنگین ازدواج را مشکل می‌کند... ادامه مطلب

شیعه آرت

چشممان به دست دشمن نباشد

چشممان به دست دشمن نباشد که کِی این تحریم را برمیدارد، کِی فلان نقطه را موافقت میکند؛ به درک! نگاه کنیم ببینیم خودمان چه‌کار میتوانیم بکنیم... ادامه مطلب

شیعه آرت

انتظار رهبری از افسران جوان جنگ نرم ، افزایش سطح معرفت

معرفتهاتان را بالا ببرید. عزیزان من! سقف معرفت خودتان را، سایتهای سیاسی و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سایتهای گوناگون قرار ندهید ... ادامه مطلب

تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور

راه برطرف كردن مشكلات اقتصادى كشور نگاه به بیرون نیست، نگاه به برداشتن تحریم دشمن و مانند اینها نیست ... ادامه مطلب



    اطلاعیه ها :
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 07:53 ب.ظ | نوشته ‌شده توسط : شیعه آرت | ارسال دیدگاه ()
جستجوگر نور شهید مجید پازوکی که پس از شهادت یار دیرینش شهید علی محمودوند ، او را به عنوان فرمانده تفحص لشکر ۲۷ محمد رسول الله برگزیده بودند، پس از مرارت فراوان و تفحص در رمل های سوزان خوزستان ، در ۱۷مهر ۸۰ بر اثر انفجار در میدان مین به جمع یاران شهیدش پیوست.

پیش نمایش طرح (کلیک کنید)

سردار شهید مجید پازوکی

دریافت سایز اصلی + زندگینامه شهید مجید پازوکی + وصیتنامه شهید در ادامه مطلب

دریافت سایز اصلی :

DOWNLOAD


وصیت نامه سردار شهید مجید پازوکی

درود بر امام امت، نایب بر حق امام زمان (عج) حضرت امام خمینی که هرچه داریم از وجود با برکت ایشان است که اسلام و امت اسلامی را بعد از هزاروچهارصدسال دوباره زنده نمود. قدر امام را بدانید و خالصانه پیروش باشید، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی امانت الهی هستند وظیفة همه ما پاسداری از انقلاب و دستاوردهای آن است. صلاح دنیا و آخرت ما در پیروی از ولایت فقیه می باشد.فعالانه در مسائل انقلاب و اجتماع شرکت نمایید. حضور گسترده و آگاهانة مردم ضامن انقلاب و اصول آن است. در نماز جمعه شرکت کنید و شعائراسلام را زنده تر کنید.   

 منبع : رهبران شیعه


زندگینامه سردار شهید مجید پازوکی

روز اول فروردین ماه سال ۱۳۴۶ خداوند عیدی خانواده پازوکی را پسری به نام مجید قرار داد که عطر حضورش اهالی خانه پلاک ۶ کوچه بزرگمهر در خیابان خاوران را سرمست کرد.

هر سال که شکوفه های بهار با باز شدنشان گذر ایام را نوید می دادند ، مجید هم بزرگتر می شد تا این که مجید با همکلاسی های کلاس اولی اش با نیمکت های مدرسه آشنا گشت.

از همان اول گویا در رگهایش خون انقلابی جوشش داشت چرا که با اوج گرفتن مبارزات مردمی ، اونیز مبارزی کوچک نام گرفت و در روز ۱۷شهریور مجید چون ژاله ای بر شاخه درخت قیام مردمی نشست.

انقلاب که پیروز شد مجید یازده ساله برای دیدن امام سر از پا نشناخته و به مدرسه رفاه رفت تا معشوقش را زیارت کند و این آغاز ورق خوردن دفتر عشق سربازی حضرت روح الله بود.

مجید پازوکی بعدها به عضویت بسیج درآمد و برای گذراندن دوره آموزشی در سال ۱۳۶۱ رنگ و بوی جبهه گرفت و زخم های تنش دفتر خاطراتی از رزم بی امانش گردید.

یک بار از ناحیه دست راست مصدوم شد ، بار دیگر از ناحیه شکم و وضعیت جسمی اش اصلا خوب نبود ولی او همه چیز را به شوخی می گرفت و درد را با خنده پذیرایی می کرد.

پس از پایان جنگ در سال ۱۳۶۹، منطقه کردستان، کانی مانگا و پنجوین حضور مجید پازوکی را به خاطر سپردند و دفاع همچنان برای او ادامه داشت و این سرباز خمینی ، با بیش از هفتاد ماه حضور در جبهه ها و شرکت در بیست عملیات ، جبهه را آوردگاه عشق خود کرده بود.

مجید در سال ۷۰ در برابر سنت نبوی سر تعظیم فرود آورده و پس از آن ، دو پسر به نام های علی و مرتضی را از خود به یادگار گذاشت.

وی در سال ۱۳۷۱ با آغاز کار تفحص لشکر ۲۷محمدرسول الله (ص) در خیل جستجوگران نور در منطقه جنوب مشغول جستجوی گلهای گمگشته و فرزندان عاشورایی ایران شد و در این راه سختی ها و مرارت های بسیاری را به جان خرید تا این که پس از شهادت یار دیرینه اش علی محمودوند، در برگریزان روزگار ، او در استقبال وصال یار بهاری شد و هفدهم مهر ماه سال ۱۳۸۰ دعای سرهنگ جانباز مجید پازوکی در فکه مستجاب شد و اونیز به خیل یاران شهیدش پیوست.

اما او رهرو عشق بود و عشق خود را این چنین در قسمت هایی از دست نوشته اش که بعد از شهادت ” نامه ای به خدا ” نام گرفت، نگاشته است:

با سلام به بلندای آفتاب و گرمای محبت عشق؛ عشق به همه خوبی ها ، به مهدی (عج) آن ماه پنهان و خمینی روح بلند خدا که پدری خوب بود و بر خامنه ای رهبر صابران بعد از پیامبر (ص).

یا زهرا ؛ فدای مظلومیت شویم امیرالمومنین و لب عطشان حسین(ع) . ای مادر حسن و ای جده سادات ، ای حوض کوثر، ای فریاد رس عباس در کربلا ، ادرکنی ادرکنی ادرکنی ؛ الساعه الساعه الساعه ؛ العجل العجل العجل.

به حق خون علی اصغر و آه زینب ؛ به خون چشم مهدی در یوم عاشورا، خدایا هر چه از شهرت فرار کردم ، شهرت به سراغم آمد.

آیا کسی که از کاروان شهدا جامانده، لیاقت سربلند کردن دارد؟ کسی که در دریای معنویت جنگ مردود شده ، دیگر روی عرض اندام دارد که بیاید و خاطره بگوید؟

ای امام زمان عزیز، تو را قسم به خون دوستان شهید ، از ما بگذر که تقصیر کردیم.

ای پدر بزرگ ملت، مرا ببخش که کمکاری کردم و شایسته سربازی تو نبودم….

والسلام- غلام ونوکر بچه های فاطمه(س)، مجید پازوکی


زیر پایت را نگاه کن

ماه رمضان سال ۷۲ بود که همراه «مجید پازوکى» از تخریبچى هاى لشکر ۲۷، در منطقه والفجر یک فکه، اطراف ارتفاع ۱۴۳ به میدانى مین برخوردیم که متوجه شدیم میدان مین ضد خودرو و قمقمه اى است. یعنى یک مین ضد خودرو کاشته و سه تا مین قمقمه اى به عنوان محافظ در اطرافش قرار داده بودند.

سر نیزه ها را در آوردیم و نشستیم به یافتن و خنثى کردن مین ها. خونسرد و عادى، با سر نیزه سیخک مى زدیم توى زمین و مین ها را در آورده و خنثى مى کردیم و مى گذاشتیم کنار. رسیدم به یک مین ضد خودرو. دومین قمقمه اى محافظش را در آوردم ولى هرچه گشتم مین سوم را پیدا نکردم. تعجب کردم، احتمال دادم مین سوم منفجر شده باشد، ولى هیچ اثر یا چاله اى از انفجار به چشم نمى خورد. ترکیب میدان هم به همین صورت بود که یک ضد خودرو و سه قمقمه اى در اطرافش. ولى از مین سومى خبرى نبود.

در تخریب اصلى وجود دارد که مى گویند: «هر موقع مین را پیدا نکردید، به زیر پاى خودتان شک کنید». یعنى اگر مینى را پیدا نکردى زیر پاى خودت را بگرد که باید مطمئن باشى الان مى روى روى هوا. به مجید گفتم: «مجید مین قمقمه اى سوم پیداش نیست…» به ذهنم رسید که زیر پایم را سیخ بزنم. یک لحظه پایم را فشار دادم. متوجه شدم شیئ سفتى زیرش است. اول فکر کردم سنگ است. همان طور نشسته بودم و تکان نمى خوردم. با سر نیزه سیخک زدم زیرپایم، دیدم نه! مثل اینکه مین است. به مجید گفتم: «مجید مواظب باش مثل اینکه من رفتم روى مین…» مجید خندید و در همان حال زد توى سرم و به شوخى گفت:

- خاک بر سرت آخه به تو هم مى گن تخریبچى؟ مین زیر پاى توست به من مى گى مواظب باش!

پایم را کشیدم کنار و مین قمقمه اى را درآوردم. در کمال حیرت و تعجب دیدم سیخک هایى که به آن زده ام، به روى سطحش کشیده و چند خط وردّ سر نیزه هم رویش مانده و به قول بچه ها «مین را زخمى کرده بود».

خودم خنده ام گرفت. خنده اى از روى ناباورى که وقتى کارى نخواهد بشود، خودت را هم بکشى نمى شود.

یک ساعتى از این جریان گذشت. در ادامه معبر داشتیم جلو مى رفتیم، مى خواستیم میدان را باز کنیم که بچه ها بروند توى شیار که اگر شهیدى هست پیدا کنند. دوباره یک مین گم کردم. آن همه قمقمه اى. جرأت نکردم به مجید بگویم که آن را گم کرده ام، گفتم: «مجید… این یکى دیگه حتماً زده». مجید نگاهى به اطرافم انداخت ولى چون آثار انفجار به چشم نمى خورد، گفت: «بهت قول مى دم این یکى هم زیر پاى خودت است.» روى شوخى این حرف را زد. پایم را فشار دادم، شک کرد، سر نیزه زدم دیدم مثل دفعه قبل است. پا را که برداشتم دیدم مین زیر پایم است. تعجبم دو چندان شده بود. حالا چطور بود آن روز مین زیر پاى ما نزد، الله اعلم، خودم هم مانده بودم که چى شده. به قول معروف:

«گر نگهدار من آن است که من مى دانم شیشه را در بغل سنگ نگه مى دارد»


آداب پیدا کردن شهدا

یافتن شهدا هم آداب خاص خودش را دارد. همه قبل از شروع کار، صبح علی الطلوع بعد از نماز صبح زیارت عاشورا می خوانند. نیت« قربة الی الله» می کنند و با ذکر صلوات پای کار می روند. در حین کار هم ذکر صلوات از زبانها نمی افتد.

اگر چند روز بگذرد و شهیدی پیدا نکنیم، خیلی دمغ می شویم. اول از همه هم به خودمان شک می بریم. اعتقادمان هم این است که کسی گناهی مرتکب شده یا نمازش قضا شده یا نیتش خیر نبوده، یا اصلاً لایق نبوده ایم که شهدا خودشان را به ما نشان بدهند. لازمه اصلی کار تفحص هم توسل به ائمه اطهار است و امید به کرم و لطف خدا. اگر خواستی، التماس کردی، بهت می دهند، اگر نه، که هیچ.

باز هم می گویم «عنایت شهدا است که آنها را پیدا می کنیم» مثلاً یکبار من و مجید پازوکی و دو سه تا دیگر از بچه ها داشتیم به منطقه می رفتیم؛ از جایی رد شدیم که زمین زیر پایمان پوک بود و صدا می داد. پا را که برزمین کوبیدیم، احساس کردیم این خاک دست خورده است. مجید با بیل دستی شروع کرد به کار کردن. خیلی کار کرد. با وجودی که جانباز بود و از لحاظ جسمی توان چندانی نداشت، آنقدر زمین را کند تا شش شهید پیدا کردیم.


ماجرای یک عکس

مجید پازوکی، آمبولانس اکیپ را که چپ کرد. خودش رفت بالای آن، رو به دوربین ژست فاتحانه گرفت!


منبع : شیعه ها




اشتراک گذاری در یاهو مسنجر اشتراک گذاری در افسران اشتراک گذاری در گوگل پلاس اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در توئیتر   
می توانید دیدگاه خود را بنویسید.
قطعه 44 پنجشنبه 18 مهر 1392 02:30 ق.ظ
جزاکم الله خیراً
پاسخ : ان شاء الله
رضوان یکشنبه 1 بهمن 1391 10:53 ب.ظ
ماتنها با آنهایی کار داریم که رهرو عشقند
قربون آقا مجید برم
دستت درد نکنه داداش
اجرت با خود شهداء
پاسخ : سلام علیکم اخوی گرامی
لطف داری شما
من باید یه تشکر از شما هم بکنم بابت پیشنهادتون ...
عارفی یکشنبه 1 بهمن 1391 02:17 ب.ظ
سلام
شما را لینك كردم
پاسخ : سلام علیکم
تشکر از لطفتون ، لینک شدید
عهد قلم شنبه 30 دی 1391 09:40 ب.ظ
سلام عزیز
واقعا روتوش عكسهاتون حرف نداره...
اگه می شد فیلم آموزشی عكسهاتون رو هم بذارید دیگه عالی می شد...
راستی شما خونتون اصفهانه؟!
كجا می شینید هم شهری؟!
پاسخ : سلام علیکم اخوی گرامی
تشکر از لطف شما
والا چیزی که بلد نیستم ولی همون چیزی که هست رو انشالله به زودی قصد دارم حالا یا PDF و یا فیلم آموزشی قرار بدم
به به پس همشهری هم شدیم مثل اینکه :)
میام خدمتت عرض میکنم
کبوترحرم ولایت شنبه 30 دی 1391 04:30 ب.ظ
سلام همسنگر خدا قوت وب عالی دارید با افتخار لینک شدید در وبلاگ کبوتران حرم ولایت منتظر شما هستیم سر بزنید یا علی
پاسخ : سلام علیکم
تشکر از لطفتون
لینک شدید
نیمکتـــــ پنجشنبه 28 دی 1391 07:48 ب.ظ
دلم برای ورود تـــــو،لحظـــــه شماری می کند…
نهم ربیع الاول،آغاز امامت حضرت مهدی(عج)
(خوشحال میشم نظرتونو در مورد طرح بدونم
http://nimkat.blog.ir/post/%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%8C%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF
بچه های سایبری پنجشنبه 28 دی 1391 11:43 ق.ظ
سلام بر طراح عاشق سایبری ...
به یاد همه شهدای شهید که همه به معراج رفتند ...
ای کاش ما هم لایق رفتن بشیم ...
........................
با طرحی ویژه بروز هستیم ...
پاسخ : سلام علیکم اخوی گرامی
به روی چشم ...
گرافیس!!! پنجشنبه 28 دی 1391 05:39 ق.ظ
سلام اخوی...
طرح زیبایی است...
یک سوال دارم لطفا جواب دهید...
آرم (م) که متعلق به میهن بلاگ است رو چگونه به رنگ سبز تبدیل کردید که در قسمت لینک سایت (تب بالا)نمایش داده شده است؟
ممنون...
پاسخ : سلام علیکم
اسم این تصویر فاویکون هست و این آموزش نحوه تغییرش هست:
http://www.bloghelp.ir/قرار-دادن-آیكون-برای-سایت-favicon
نیمکتـــــ چهارشنبه 27 دی 1391 06:33 ب.ظ
دلم برای ورود تـــــو،لحظـــــه شماری می کند...

نهم ربیع الاول،آغاز امامت حضرت مهدی(عج)
(خوشحال میشم نظرتونو در مورد طرح بدونم
http://nimkat.blog.ir/post/%D8%AF%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%8C%D9%84%D8%AD%D8%B8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF
پاسخ : به روی چشم ...
صالحون چهارشنبه 27 دی 1391 04:33 ق.ظ
پاسخ : سلام سید جان
تشکر از لطفت
وحید سه شنبه 26 دی 1391 09:40 ب.ظ
سلام!
خدا قوت!

یاد همه شهدای تفحص و تخریب ب خیر ...
پاسخ : سلام علیکم
تشکر از لطفتون
واقعا یادشون بخیر ...
prc77 سه شنبه 26 دی 1391 09:29 ب.ظ
خیلی قشنگه
پاسخ : تشکر اخوی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
آخرین عناوین مطالب

پر بازدید ترین ها :


ویرایش جدید مجموعه تصاویر با کیفیت امام خامنه ای (مد ظله) و امام خمینی (ره)
چشممان به دست دشمن نباشد 
پوستر شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد ... رهبرم سید علی 
پوستر ولادت امام حسین، امام سجاد و حضرت اباالفضل العباس (علیهم السلام)

بر سرم نور ولایت مستدام ...
سه ویژگی مجالس عزاداری ماه محرم در نظر امام خامنه ای (مد ظله)    من دیپلمات نیستم ، من انقلابى‌ام ، حرف را صریح و صادقانه میگویم ... سردار شهید حاج ابراهیم همت پهلو ، در ، مادر ... 
پرواز تا کربلا ...

لالایی علی اصغر ...
پوستر : سردار شهید حاج حسین خرازی یک کربلا ببر که حسرت به دل شدم ... 
مجموعه طرح لایه باز ماه محرم ویژه هیأت های عزاداری
السلام علیک یا غریب الغربا ... تقدیم به علیرضا احمدی روشن و آرمیتا رضایی نژاد
 
 
شیعه آرت
 
آمار PageRank